محمد حسين مختارى مازندرانى

40

فرهنگ اصطلاحات اصولى ( فارسى )

استصلاح ( ر . ك ، مصالح مرسله ) استعمال استعمال عبارت است از بكارگيرى لفظ به منظور ايجاد معنا در ذهن شنونده ، و كسى كه اين لفظ را به‌كار مىبرد « مستعمل » ، لفظى كه استعمال شده « مستعمل » و معناى آن را « مستعمل فيه » خوانند . استعمال حقيقى استعمال لفظ در معناى موضوع‌له را استعمال حقيقى نامند ، چنان كه لفظ « دست و پاى » را بگويند و از آن اعضاى بدن را اراده كنند ؛ از قبيل : « بهرام دست به شمشير برد و پاى فراپيش نهاد » ، منظور از دست و پا در اين جمله همان دست و پاى حقيقى است . استعمال مجازى استعمال لفظ در غير معناى اصلى آن به يك علاقه و مناسبتى ، استعمال مجازى گويند ، نظير كلمهء « جهان » در بيت زير : جهان دل نهاده بر اين داستان * همان بخردان و همان راستان كلمهء « جهان » در اين بيت در معناى مجازى استعمال گرديده يعنى به مناسبت علاقهء حال و محل به جاى « جهانيان » به كار